۵ مهارت اساسی برای تبدیل شدن به یک کوچ اجرایی
۵ مهارت اساسی برای تبدیل شدن به یک کوچ اجرایی
کوچ اجرایی (Executive Coach)، فردی متخصص است که در توسعه رهبران تجاری و بهینهسازی عملکردشان در راستای دستیابی به نتایج مطلوب، تبحر دارد.
چنین افرادی به پشتوانه سالها تجربه که آمیخته با شکستها و موفقیتهاست، از رهبران تجاری در عبور از گردنههای دشوار و حل مسائل پیچیده، پشتیبانی به عمل میآورند.
کوچ اجرایی، یک راهنما و مشاور قابلاتکاست.
او به حرفهای رهبران گوش میدهد و بعد از تفکر درباره آنها، سؤالاتی هوشمندانه میپرسد و از این طریق کمک میکند تا بتوانند از جهات و جنبههای مختلف مانند استراتژی کسب و کار ، رشد و پیشرفت کنند.
همه این کارها، هدفی نهایی و مشترکی دارند که آن تبدیل فرد به یک رهبر تجاری بهتر است.
مربیان اجرایی در اصلاح رفتار، حرکت روبهجلو و ممانعت از پسرفت رهبران کسبوکار، نقش چشمگیری ایفا میکنند.
یک مربی یا کوچ اجرایی حرفهای برای اینکه بتواند نیازها و انتظارات مشتریانش را برآورده کند، باید دارای مهارتها و قابلیتهای خاصی باشد که در اینجا به پنج مورد از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
پنج مورد از مهم ترین شاخصه ی یک کوچ اجرایی:
۱. گوش سپردن فعال
گوش سپردن فعال (Active Listening) به معنای تعلیق قضاوت، حین شنیدن حرفهای طرف مقابل است.
یعنی فرد فقط و فقط روی آنچه میشنود، تمرکز کند و به جای ارزیابی شنیدهها و تکاپو برای پاسخ دادن، همگام با سخنان گوینده پیش برود.
کوچهای اجرایی برای درک دیدگاهها و نقطه نظرات رهبران تجاری، باید به حرفهای آنها گوش دهند .
گوش دادن، باید عاری از هرگونه قضاوت و جهتگیری و با حداکثر تمرکز ممکن باشد.
کوچ اجرایی بین معنای واقعی و معنای موردنظر آنچه یک رهبر میگوید، تفاوت قائل میشود و آنگاه با توجه به اقتضای موقعیت، درباره واکنش نشان دادن یا ندادن به آنچه میشنود، تصمیمگیری میکند.
او از رهبران تجاری حمایت میکند که بتوانند ابعاد و جنبههای متفاوتی از یک مسئله را مورد بررسی قرار دهند و برای حل مسئله، بدیلها یا آلترناتیوهای متعددی پیدا کنند.
چنین رویکردی، زمینه پیشرفت و توسعه فردی یک رهبر را فراهم ساخته و به او اجازه میدهد تا در عرصه کسبوکار، به فرد شایستهتری تبدیل شود.
کوچ اجرایی با مشتریانش، رابطهای دوستانه برقرار میکند و از این طریق، فضایی خصوصی و مبتنی بر اعتماد میسازد.
فضایی که طرف مقابل در آن احساس راحتی کند و بدون نگرانی از قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده، بتواند آزادانه، نظراتش را با کوچ به اشتراک بگذارد.
۲. بازخورد دادن
مهارت در بازخورد دادن، یکی دیگر از قابلیتهای یک کوچ اجرایی به شمار میرود.
فضای خصوصی و امنِ ایجاد شده بین کوچ و رهبر، کارایی و اثربخشی بازخورد را به شکل معجزهآسایی افزایش میدهد.
در واقع سالها تجربهی ارزنده، پذیرش بازخوردهای مربی را از سوی رهبر، تسهیل میکند. کوچ برای جمعآوری دادهها و متعاقباً ارائه بازخورد، از منابع مختلفی استفاده میکند.
واژهها و تن صدای کوچ حین بازخورد دادن به رهبر، نه آمرانه و تهدیدآمیز، بلکه حمایتی و مثبت است.
بازخوردها، منشأ تحریک و ترغیب رهبران تجاری به آغاز یک سفر هیجانانگیزِ خود اکتشافی هستند و در اغلب موارد در آنها نوعی تعهد ایجاد میکنند که به نسخه بهتری از خودشان تبدیل شوند.
۳. مهارتهای سوال پرسیدن
مهارت و هنر سوال پرسیدن را میتوانیم معیاری بدانیم که یک کوچ اجرایی عالی را از یک کوچ اجرایی خوب متمایز میکند.
همانطور که احتمالاً میدانید، به طور کلی سؤالات به دو نوع باز و بسته تقسیم میشوند و سؤالات باز در فرایند کوچینگ، عملکرد و نتایج بهمراتب بهتری در مقایسه با سوالات بسته دارند.
سوالات باز، فضایی الهامبخش را برای گفتگو ایجاد میکنند در حالی که سؤالات بسته، گفتگو را سریعاً به سوی نقطه پایان سوق میدهند.
سوالاتی که یک کوچ اجرایی از مشتریانش میپرسد، از تجربه زیاد و فراز و نشیبهای مختلفی که او طی سالها با آنها روبرو شده، نشئت میگیرند.
ساختار سؤالات و چگونگی طرح آنها طوری است که رهبر را به تفکر و تعمق واداشته و وی را به جستجوی گزینههای بیشتر تشویق میکند. وقتی این اتفاق رخ دهد، در واقع هدف سوال پرسیدن، محقق شده است.
کوچ اجرایی، تنظیم چارچوب گفتگو و طرح سؤالات را با در نظر گرفتن اهداف و انتظاراتی که از قبل روی آنها توافق شده، انجام میدهد. اهدافی که بر شخصِ رهبر، متمرکز هستند و تحقق آنها باید به بهبود نتایج تجاری منجر شود.
۴. پاسخگویی
همانطور که گفتیم، همه رهبران تجاری، در نهایت هدف مشترکی از استخدام کوچ اجرایی دارند و آن ایجاد بهبود در نتایج کسبوکار است.
آنها دقیقاً میدانند که چه میخواهند اما اغلبشان در هدفگذاری، مرتکب اشتباه میشوند.
اهداف آنها گاهی بسیار دمدستی و گاهی هم بسیار بلندپروازانه است و از آن بدتر اینکه این اهداف، گاهی با اهداف مهم دیگر، در تعارض هستند.
یکی از کارهایی که مربیان اجرایی انجام میدهند این است که به رهبران کمک میکنند تا اهداف شخصیشان را با اهداف کلی کسبوکار یا اهداف سازمانی، تنظیم یا اصطلاحاً “کالیبره” کنند. مربیان خود را به تحقق اهداف مشتریانشان که همان رهبران تجاری هستند، متعهد میدانند.
درواقع این تعهد و پاسخگویی به لحاظ حرفهای، از مهمترین ویژگیهای یک کوچ اجرایی خوب محسوب میشود.
رایجترین شکل پشتیبانی کوچ از رهبران تجاری این است که او اجازه نمیدهد رهبران در مسیر دستیابی به برخی موفقیتهای کوتاهمدت، از چشمانداز اصلی و نیل به اهداف مهمتر غافل شوند.
مربی اجرایی برای کاوش و درک چگونگیِ ورود به فرایند “خود پاسخگویی” و همینطور ایجاد تعهد و مسئولیتپذیری در اعضای اصلی تیم و اساساً همه ذینفعان کسبوکار، بارها و بارها با رهبران تجاری ارتباط برقرار میکند.
به عبارت دیگر، حس مسئولیتپذیری باید از خودِ کوچ آغاز شود و تدریجاً به رهبر و همینطور افرادی که نقش مهمی در تحقق اهداف تجاری دارند، تسری یابد.
۵. تجربه
اخذ مدرک MBA از یک دانشگاه معتبر، هرگز بهتنهایی برای کوچینگ اجرایی در بالاترین سطح، کافی نیست.
آنچه دانش آکادمیک یک کوچ اجرایی را تکمیل میکند، تجربه سازمانی است.
تجربیاتی که از رویارویی با سناریوهای مختلف در زندگی و کسبوکار سرچشمه میگیرند.
واضح است فردی که نسبت به رهبر تجاری، تجربه کمتری دارد یا در حوزه مربیگری آوازهی چندانی ندارد، نمیتواند آنطور که باید و شاید در فرایند کوچینگ رهبر موفق باشد.
به عبارت دیگر، فقدان تجربه یا اعتبار کافی، پذیرش دیدگاههای کوچ از جانب رهبر را به کاری بسیار سخت و بعضاً محال تبدیل میکند.
همین امر، برخورداری کوچ اجرایی از تجربه و شهرت کافی را به یک ضرورت مهم تبدیل میکند.
وقتی کوچ، تجربه کافی داشته باشد، مشتریانش از این بابت مطمئن هستند که او در جایگاهی قرار دارد که میتواند برای آنها ارزش معنادار و جدیدی خلق کند.
آیا این ویژگیها، اکتسابی هستند؟
شاید این سؤال برایتان مطرح شده باشد که آیا ویژگیهای پنجگانهی مذکور، اکتسابی هستند؟ مطمئناً بله! ویژگیها و قابلیتهای لازم را برای تبدیل شدن به یک کوچ، اعم از کوچ اجرایی، کوچ شغلی و … را میتوان آموخت.
البته این واقعیت را هم باید بپذیریم که مؤلفهی “تجربه”، متفاوت از مؤلفههای دیگر است.
کسب تجربه، مستلزم گذر زمان و مواجههی عملی با سناریوهای خوب و بد است.
بااینحال، کسب سایر مهارتها و اتخاذ یک رویکرد فعالانه، میتواند مسیر کسب تجربهی کافی را نیز کوتاه کند.
تمایل به یادگیری، آموختن مهارتهای جدید و تعهد به توسعه خود و دیگران، سه مؤلفهای هستند که این مسیر را هموارتر میکنند.
چشمانداز کوچینگ اجرایی از نظر شغلی
کوچینگ اجرایی میتواند حوزهای بسیار پردرآمد باشد و به بهترین شکل ممکن، نیازهای مادی و رضایت درونی افراد را برآورده کند.
این شغل میتواند برای رهبران ارشد تجاری، یک آلترناتیو شغلی ایدهآل باشد؛ رهبرانی که در کنار اکتساب مهارتهای لازم، به پشتوانه تجربه ارزشمندشان، پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به یک کوچ حرفهای دارند.
غیر از عوامل اقتصادی، دلایل دیگری هم برای ورود افراد مخصوصاً رهبران تجاری به عرصه کوچینگ اجرایی وجود دارد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- صنعت کوچینگ، حوزهای نوظهور است که ورود به آن، مستلزم تبعیت از قوانین و مقررات ریز و پیچیده نیست. در شرایط فعلی، هر کسی میتواند یک کوچ باشد هرچند که معیارهای تمایز در این عرصه، تجربه، تخصص و حُسن شهرت هستند.
-
رهبران تجاری، از مهمترین و ارزشمندترین مؤلفه لازم در کوچینگ یعنی تجربه، برخوردار هستند که میتوانند با تقویت مهارتهای دیگر، ظرف مدتی کوتاه، صلاحیت لازم برای ورود به حوزه مربیگری را احراز کنند.
-
کوچینگ اجرایی به سرمایهگذاری خاصی نیاز ندارد.
-
یک دفتر کار کوچک یا حتی خانگی، یک هویت حقوقی و یک حساب بانکی، تمام چیزهایی هستند که به آنها نیاز دارید.
- امکان فعالیت بهعنوان کوچ اجرایی هم بهصورت تماموقت و هم بهصورت پارهوقت امکانپذیر است.
- تبدیل شدنِ دورکاری به یک روند غالب تجاری را میتوان یکی از توفیقهای اجباری شیوع ویروس کرونا دانست که این امر دسترسی به بازار جهانی و امکان ارائه خدمات به مشتریان از سراسر نقاط دنیا را برای مشاغلی مثل کوچینگ مقدور میسازد.
تهیه وتنظیم:گروه تحقیقاتی ثروت تفکر
دیدگاهتان را بنویسید