ساخت تبلیغات احساسی
تاثیرگذاری تبلیغات بهکمک ساخت تبلیغات احساسی
آیا تا به حال برای تان اتفاق افتاده است که تبلیغاتی را در تلویزیون دیده و تحت تأثیر قرار گرفته باشید؟ آیا هر بار که راجع به یک تبلیغ خاص فکر می کنید احساساتی می-شوید؟ جواب بسیاری از افراد، مثبت خواهد بود و چنین تاثیری وابسته به روانشناسی تبلیغات تجاری است. چرا بعضی از کمپین های تبلیغاتی موفق می شوند و در ذهن مان می-مانند و بقیه به راحتی از یاد می روند؟
برتری محتوای احساسی بر منطقی
تبلیغات طوری طرح می شوند که هم فکر و هم احساس مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. با این وجود، اهمیت احساس بیشتر به نظر می رسد. براساس عملکرد کمپین های تبلیغاتی، ۳۱درصد تبلیغات با محتوای احساسی موفق بودند. این رقم برای محتوای منطقی ۱۶درصد بود.
تبلیغات احساسی از موضوعات مختلفی استفاده می کنند ولی احساساتی از قبیل افتخار، عشق، موفقیت، یکدلی انسان ها، دوستی، تنهایی و خاطرات بیشترین تأثیر را می گذارند. واکنش احساسی به تبلیغات، بیشتر از محتوای واقعی اش تاثیرگذار است و مصرف کننده را مجاب به خرید محصول می کند.
نقش احساسات در تبلیغات برند ها
احساسات هم چون بستر هستند، مانند مدار مغناطیسی حتی تفکر منطقی را پایه ریزی می کند. احساسات مانع تصمیم گیری نمی شوند. بلکه پایه ای است که در آن ساخته شده است!”
هر ساله تبلیغات همه گیر را شرکت Unruly به خود اختصاص می دهد، آنها متوجه شدند که تبلیغات با بیشترین آمار اشتراک در سال ۲۰۱۵ به شدت بر محتوای احساسی به ویژه دوستی، الهام و شادی اختصاص یافته است. مثال ها نیز شامل دوستان همیشگی اندروید و دستمال کاغذی بهترین دوست بچه ها می باشد.
این آگهی های احساسی برندها همیشه اینطور نیست. در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، تبلیغ کنندگان بیشتر به طنز و وحشت علاقه داشتند.
استفاده از جنبه احساسی و منطقی
آمار جالبی که ارائه شد این بود که حواس ما در هر ثانیه حدود ۱۱ مگابیت یا ۱۱ میلیون بیت اطلاعات را از اطراف از طریق بویایی، بینایی، چشایی و حواس دیگر جمعآوری میکند ولی در واقع ضمیر خودآگاه ما در هر ثانیه ۲۰ تا ۴۰ بیت اطلاعات را جمعآوری میکند. وقتی ما تحقیقات انجام میدهیم و نظرات افراد را در مورد موضوعات میپرسیم معمولا جواب منطقی را به ما میدهند، نه جواب احساسی واقعی را که درون آنها وجود دارد.
تمام اطلاعاتی که در مغز ذخیره شده یا بهصورت عکس هستند یا بهصورت داستان؛ یعنی مانند فیلمی است که در مغز ما ذخیره شده است و برای موفقیت در تبلیغات کافی نیست که جنبههای منطقی موضوع را بگوییم و صرفا مزایای یک محصول را قید کنیم و فکر کنیم که دیگران از ما خرید میکنند.
اگر در تبلیغات بتوانیم به طور مناسبی بر جنبه احساسی موضوع تاکید کنیم فروش ما به طرز فوقالعادهای افزایش خواهد یافت. در آمریکا روی ۹ تبلیغ که موفقترین تبلیغات بودند و در بازه زمانی طولانی فروش موفقی داشتهاند تحقیق شده و نتیجه این تحقیقات این بود که جنبه احساسی تبلیغات خیلی بالاتر از جنبه منطقی تبلیغات بوده است. در واقع همیشه تبلیغات احساسی بر تبلیغات منطقی و صرفا توجیه کردن محصول برنده شده است.
کوکاکولا و استفاده از جنبه احساسی
یک مثال خیلی جالب در مورد تبلیغات کوکاکولا بود که چگونه میتوانیم از جنبه منطقی به جنبه احساسی برسیم.
همانطور که میدانید جنبه منطقی کوکاکولا این است که شکر زیادی دارد و باعث افزایش انرژی ما میشود، بنابراین وقتی خسته هستیم زمانی که کوکاکولا مصرف میکنیم احساس خوبی پیدا خواهیم کرد و این جنبه منطقی موضوع است؛ ولی وقتی با تکتک افراد مصاحبههای طولانی انجام شده و با پرسشهای دقیقی سعی کردهاند جنبه احساسی مصرف کوکاکولا را پیدا کنند که چرا شخصی کوکاکولا مصرف میکند؟ بسیاری از آنها گفتهاند؛ چون کوکا به آنها احساس آرامش میدهد. سوال دیگر که از مخاطبان پرسیده شده این است که شما احساس آرامش را به چه عکس یا تصویری شبیه میکنید و اکثر آنها گفتهاند که به دریا تشبیه میکنیم.
بنابراین در یک دوره زمانی تبلیغات کوکاکولا از دریا بهعنوان زمینه کار استفاده میکرد؛ اتفاقی که میافتد این است که حتی افراد زیادی میگویند این تبلیغ خوبی نیست و از این تبلیغ خرید نمیکنم؛ ولی بدون اینکه خودشان آگاه باشند و اطلاع داشته باشند در ضمیر ناخودآگاهشان عکس دریا و ایجاد آرامش طوری تاثیر میگذارد که احتمال خرید کوکاکولا خیلی بیشتر میشود.
تهیه و تنظیم: ثروت تفکر
منبع:مدیر سبز
دیدگاهتان را بنویسید